کامیار پسرناز من
بهانه زیستن من ....

کامیار عشق مامانی در تاریخ 22 بهمن ماه 1388 در ساعت 9 صبح با حضورش دنیای پاک مادری رو به روی من گشود. عزیزم ممنونم. و همه عشقهای دنیا رو نثارت میکنم. همیشه دوستت خواهم داشت.


موضوعات

مادرانه

شیطونیهای کامیار نازمون

عکس کامیار جون جون

بازدیدهای تفریحی - علمی

کامیار مارکوپلو میشود

مسابقه

____________________
آرشيو مطالب

مهر 1392

مهر 1391

شهريور 1391

ارديبهشت 1391

بهمن 1390

دی 1390

مهر 1390

مرداد 1390

تير 1390

خرداد 1390

بهمن 1389

دی 1389

____________________
مطالب اخیر

پس از گذشت مدتهااااا

موفقیت

جیششششششششش

اردیبهشت کامیار

کامیار 1391

عکسهای کامیار با کمی تاخیر

پسرم داره مرد میشه

روزگار این روزای کامیار جونم

مامانی در آستانه تولدش

گهی زین به پشت و گهی پشت به زین

چند درس خوب برای زندگی

سلاااااااام پایییییییییییییز

چه خبر از ماه رمضان

یک روز پر ماجرا در آتلیه

نی نی شگفت انگیز ( کد 102 )

اولین آب تنی تو دریا

کارهایی که کامیار شیطون ما انجام میده

بازدید از باغ وحش

3 ساعت، تنها با بابایی

____________________
پیوندهای روزانه

شکلک های وبلاگ

آپلود عکس فیروز

جک

فال

جک خنده دار

پرشین فال

شکلکهای حروفی

شکلک تولد

آپلود عکس

نی نی سایت

____________________
پیوند ها

مریم مامان پارمین

میتی مامان مهرناز

دریا مامان آرتین

زهره مامان اهورا

محبوب مامان ویانا

شانا مامان شمینا

سعیده مامان آراد

ساجده مامان ساینا

علی و امید جونم دوقلوهای گل

سودابه مامان باران

نیکی مامان نیکان

پرهام

مامان شیوا و فرید جوجو

پارسا گلی

آرین شاهزاده کوچولو

مامان سمیرا و یکتا

سیمین مامان مهراد دردونه

سارا مامان مانی مموشی

ناهید مامانا ویانا

ماهان نازدار مامانش

آوین زیباترین فرشته

امیر علی گل

کامیار و مامان آرزو

نازنین نرگس

بابای نگین کوچولو

آرتان کوچولو و مامانش

فاطمه جون و مامان سمیه

دردونه جونم

پارسا شاهزاده مامان آرزو

روانشناسی خانواده

مرجان مامان ایلیا و یه تو راهی گل

آرتین خان

____________________
آمار

افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 7 نفر
بازديدهاي ديروز : 20 نفر
بازدید هفته قبل : 175 نفر
كل بازديدها : 62281 نفر

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

/cur/05/c/07.ani')}

POWERED BY
NiniWeblog.com

جمعه 19 / 7 / 1392

پس از گذشت مدتهااااا

سلام به همه دوستام

دلم برا همه تنگ شده نمیدونم چرا انقدر تنبل شدیم همه کلی حرف دارم اما وقت ندارم به زودی میام و میگم 

موضوع :

پنجشنبه 27 / 7 / 1391

موفقیت

سلام مامانااااااااااااااا

دوست جوناااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

موفقیت خود را در پروژه جیش گیرون  اعلام میدارم

هوراااااااااااااااااااااااااااا

موضوع :

پنجشنبه 2 / 6 / 1391

جیششششششششش

سلام سلام همه دوست جوناااااااااا

 

وای که چقدر دلم براتون تنگ شده بود

ما این روزها درگیر جیش کامیار هستیم و مشغول از پوشک در اومدن

شماها چیییییییییییییی؟؟

 

 

موضوع :

سه شنبه 19 / 2 / 1391

اردیبهشت کامیار

این روزا بیشتر کارای ما شده پارک رفتن معمولا عصرهاااااااا

 

راستی رفتیم نمایشگاه کتاب کامیار کلی حال کرد..

اول از همه از دیدن اون همه ماشین آتش نشانی خوشش اومد باهاشون عکس انداخت .

بعد رفتیم غرفه کودک و نوجوان من و باباییش بیشتر از خودش حال کردیم من که از هر کتابی خوشم اومد خریدم همه کتابهایی که مربوط به نی نیهای بالای دو سال بود از جمله یه کتاب که اسمش

" من که از گل بهترم .... لگن دارم "  بود کامیار بیشتر از کتابهای دیگه عاشق این کتاب شده در مورد جیش نی نیها و پوشکشونه خیلی جالبه .

راستی بن بن بن هم براش گرفتم روزی چند بار باهاش کار میکنم بیشتر شیطونی میکنه تا دقت کنه اما با همین دو روز تمرین بلد شده گل و آب رو بخونه

جالب بودددددددد........

موضوع :

چهارشنبه 6 / 2 / 1391

کامیار 1391

سلام سلاممممم

کلی حرفهای نگفته دارم اول ازهمه تولد کامیار جونم که 22 بهمن بود اما من نتونستم زودتر بیامو عکس بزارم

از همه دوست جونا که به من و کامیار لطف داشتن و تولدش رو فراموش نکردن و به یادمون بودن ممنونم این هم یه عکس از تولد پسر نازم

 

سال نو هم بر همه دوست جونا مبارک 

ما امسال عید با خانواده پدری رفتیم شمال - رامسر

جای شما خالی خوش گذشت کلی

 

چهاردهم برگشتیم اما دیگه از شمال کلی خسته شده بودیمااااااااااااااااااااا

 

 

 

 

متاسفانه نتونستم که عکس آپلود کنم گریهههههههههههه

موضوع :

دوشنبه 3 / 11 / 1390

عکسهای کامیار با کمی تاخیر

شب یلدا

این عکس شب یلدا

 

اینم عکس محرم با کلی تاخیررررررر

محرم 90

اینم عکس کامیار با ببعی قلکش که هر چی پول گیر میاره میگه بدیم ببعی بخوره

قلک کامیار

کامیار در عروسی عمو

عروسی عمو

موضوع : عکس کامیار جون جون

شنبه 1 / 11 / 1390

پسرم داره مرد میشه

کامیار جون مامان این روزها شیطون تر از قبل شده

هر کاری که بگی میکنه ظرف میشوره اون هم توی ظرف شویی غذا درست میکنه اون هم سر گازخنده

روی در و دیوار راه میره  ............ حسابی بلبل زبون شده

مثلا یادم نیست سر چه مسئله ای بود که داشتیم همگی مامان بزرگ و بابا بزرگ و خاله و .... خلاصه همه دست به دست هم داده بودیم که توجه اش را از یه موضوعی پرت کنیم که اول یه نگاه نگاهی به ما کرد و بعد خندید گفت " اینا ... همش ... چلکه "

البته نمیدونم از کجا و چه جوری یه چندتا حرف بی تربیتی یاد گرفته و وقتی عصبانی میشه میگه البته انقدر دعواش کردم ..... ناگفته نمونه سر این قضیه یه بار کتکتش هم زدم .... خلاصه الانا دیگه وقتی عصبانی میشه فقط میگه " بی تربیت " البته به من نمیگه ها به دور و بریهااااا

به هر حال 22 روز دیگه مانده تا تولد دو سالگی کامیار و من از خدا به خاطر تمام لحظه های قشنگی که تا حالا بهمون دادده ممنونم ...

شاید برای تولدش بریم شمال ..... حالا میام و ماجرا و تعریف میکنم ..

 

تولد همه وروجکهای بهمنی هم پیشاپیش مبارک

موضوع : شیطونیهای کامیار نازمون

چهارشنبه 7 / 10 / 1390

سلام دوست جونااااااااا

 

دلم برای همتون تنگیده بود . وبهمتون رو خوندم نازیییییییییییی به این بچه های گل

 

کامیار هم این روزا خیلی شیطونتر از قبل شده و تازگیها یک کوچولو بیشتر کلاهمون میره تو هم ..

 

اما حالا که وب شماها رو خوندم دیدم که ای بابا مقتضی سنشونه وما باید مثلقبل هر چی که میگذره حوصلمون هم بیشتر بشه.کامیار و قلکش

 

 

موضوع :

يکشنبه 24 / 7 / 1390

روزگار این روزای کامیار جونم

بیست ماهگیت مبارک عزیز دلم

 

gift

 

میخوای بدونی که این روزا چه کارایی میکنی لبخند 

اول از همه بگم انقدر بزرگ شدی که به من دستور غذایی میدی. چند روز پیشا بی مقدمه یه هویی اومدی گفتی مامان ماکا ... ماکا ایخوام یعنی ماکارونی میخوام از انجا که ماهم ماکارانی در بساطمون نداشتیم مجبور شدیم یه قابلمه کوچولو برای شما درست کنیم و شما هم با اشتهای فراوون میل کردیeat ... نوش جونت مامانی.

اما همش این نبود دستور سوپ و کباب هم بهم دادی و البته مامان جون مهربون با کلی عشق و علاقه آنها رو هم برات درست کرد.ماچ

تقریبا هم هر روز صبح تخم مرغ یا به قول خودت توخ مغ میخوری cookالبته نه کامل ولی کاچی بعض هیچی

niniweblog.com

از سرگرمیهات: هم یکی خوندن کتابه که من عاشق مطالعه کردنت هستمstudying این کار رو با جدیت تمام و هر شب انجام میدی به این ترتیب که کتابت رو میاری پیش من و میگی میخونیم ... میخونیم ... میخونیم ... و مدام تکرار میکنیchatterbox 

عاشق بازی با سه چرخه ات هستی و بهتره بگم 40 درصد از وقتت رو در روز به هل دادن آن اختصاص میدی. نیشخند

زیاد اهل تلویزیون یا به قول خودت تلزون نیستی ولی سی دی "بانی نی" رو دوست داری و نگاه میکنی tv

عاشق بازی با ملافه هستی و خیلی برات سرگرم کننده است ملافه ات رو میاری میگی سر ... اوسری .... یعنی مثل روسری سرم کن . تازه اگر هم کلیپس کوچولو گیر بیاری یا کلیپسهای من یا گل سرهام یا حتی بیگودی سریعا تقاضا میکنی که به موهات بزنم و بعد میری جلوی آینه خودت رو نگاه میکنی و میگی خوشجله (خوشگله ) thumbs up

یکی دیگه از کارهای مورد علاقه ات نقاشی کردن یا به قول خودت ناقاشی هستش که معمولا عصرها سراغش رو میگیری و من دفترت  با مداد رنگیهایی که بابا روز اول مهر برات خرید رو میارم و تو اول نقاشیهایی که با هم قبلا کشیدیم مرور میکنی و اسم هر کدوم رو میگی  گاو cow.... هاپوpuppy dog eyes - New!..... زنبور bumble bee و خیلی چیزای دیگه البته صدای هر کدوم رو هم میگی

نقاشی دکتر کپی رو هم برات کشیدم که تو میگی دکتو کپی ای  monkeyیا یه چیزی شبیه به اینخنده بعد مدام میگی دست ... دست  ... دست ... دستت رو میزاری رو صفحه و میخوای که دور دستت رو با مداد بکشم بعد که تموم میشه میگی ناخون .... بعد هم میگی انقوشتر ( انگشتر) hee hee یه وقت هم که چشم منو دور میبینی روی کابینتها چند خطی با مدادهای رنگی آثار هنری ات رو ماندگار میکنی I don't know

یه سر گرمی دیگه که داری تماشای لباسشویی هست که وقتی با سرعت تند میچرخه تو دستت رو تو گوشهات میکنی و مدام میگی ایچخه ... ایچخه not listeningیعنی میچرخه

یه بازی دیگه هم که دوست داری اسمش رو گذاشتی بازی کدوم تعجب همون بازی که اشکال هندوسی رو باید از سوراخ مربوط به خودش بندازی تو. تو خیلی زود این بازی رو یاد گرفتی تقریبا از دو ماه پیش thumbs up هر کدوم از اشکال رو میگری دستت مدام میگی کدوم ... کدوم ... کدوم ... و وقتی جای مربوط به اون رو پیدا میکنیidea با خوشحالی فریاد میکشی ایناااااااا .rock on!

اسم خیلی از اشکال رو هم بلدی داییه (دایره) مببع (مربع) مثلثل (مثلث) بیزی (بیضی) متطیل (مستطیل) سیتاری (ستاره) قربون هوشت برم گلمhigh five

مدتیه که شبا همش خواب میبینی و گاهی با صدای بلند قهقهه میزنی خنده گاهی هم میگی نکون (نکن) حالا نمیدونم چی میبینی گاهی میگی بیدی من (بده به من)گاهی هم میگی خودش خودش که البته منظورت خودته اما من که سر در نمیارم چی میبینی I don't know

niniweblog.com 

از شیرین کاریهات:هم بگم که چند روز پیش برای یه لحظه چشم ازت برداشتم و یه هویی صدای مهیبی شنیدم جیرینگگگگگگگگگگگگگگ.............  اومدم دیدم که واییییییییییی ........niniweblog.comشیشه میز تلویزیون خورد خاک شیر شده ریخته جلوی پات تو هم وایسادی بالاسرش و گریه و زاری میکنی چه جوررررر. شانس آوردیم که روی پا و دست و صورت نریخت وگرنه خدایی نکرده niniweblog.com

 

یه کار دیگه هم که البته شیرین کاری تو با همدستی پدرت بود اینه که بابایی تو رو میزاره تو ماشین سوئیچ هم توی ماشین و توniniweblog.com.......... قفل مرکزی ماشین رو میزنی و میمونی توی ماشین .......... این رو هم بگم که همه شیشه ها هم بالا بود خلاصه نیم ساعتی وقت صرف شد تا نجات پیدا کنی اولش فکر میکردی بازیه و عین خیالت نبود اما کمکم متوجه عمق فاجعه شدی و شروع کردی به گریه و صورتت رو چسبونده بودی به شیشه و فریاد میکشیدی با کون .... با کون( باز کن)niniweblog.com

 

تازگیها هم دستت میرسه و در آپارتمان رو باز میکنی و با خوشحالی میگی  ددبعد میری سراغ جاکفشی تا کفشهات رو بیاری و بعد دیگه بقیه اش گفتن نداره که چه کارهایی میکنم تا منصرف بشی البته اگر بشی. niniweblog.com

 

 در تراس رو هم بلد شدی باز کنی و تا غافل میشیم رفتی توی تراس البته چون تمیزه زیاد کاری به کارت ندارم.niniweblog.com

 

یه دفعه مامان عزیز برات تخم مرغ درست کرده بودی و نمیخوردی بهت گفت بدیم پیشی بخوره گفتی اوخوره بعد رفتی سمت در و داد زدی مووووو کجاییییی ؟؟؟niniweblog.com

 

 در آخر بگم که بعضی وقتها خیلی خیلی خیلی غرغرو میشی و آدم رو کلافه میکنی dizzy علتش رو هم نمیدونم شاید برای اینکه زیادی تنهایی، شایدم برای اینکه ما تو رو درک نمیکنیم و از تو انتظار داریم که درک کنی ما خسته و کلافه هستیم و وقت بهونه گیری نیست. این جور وقتها میشه که کلاهمون میره تو هم fight

مثلا وقتی یه چیزی میخوای باید همون موقع ظاهر بشه مثل یه جادوگریpraying اصلا هم عباراتی از قبیل  " صبر کن ..... اجازه بده ... الان .... یه لحظه .... " راست کارت نیست .shame on you

مثلا کافیه بگیم بریم پارک مدام تکرار میکنی پارک ... سسره ( سرسره) تاب با چی (تاب بازی )chatterbox

حالا است که آدم نمیدونه چی کار کنه تا هر چه زودتر به پارک برسه.

 niniweblog.com

حرف زدنهات هم محشره چند نمونه برات بگم :

کاپی تر ============  کامپیوتر

                                            پو پو ====== ===   جیش بزرگ یا شماره 2 یا همون پی پی

شبار ============   شلوار

دغام ============  دماغ

یه لهجه خاصی تو ادای کلماتت داری نمیدونم یه جورایی مثل ارمنیا حرف میزنی.

"در هر صورت عاشقتمممممممم "

 niniweblog.com

 

 

موضوع : شیطونیهای کامیار نازمون

چهارشنبه 13 / 7 / 1390

مامانی در آستانه تولدش

عزیز دلم فردا تولد منههورا

میدونی ......فردا 29 سالم تموم میشهابله و امسال آخرین سال از دهه دوم زندگی منه . خجالت

هیچ وقت فکر نمیکردم که دهه دوم زندگی به این سرعت سپری بشه یه جورایی همیشه فکر میکردم که آدم همیشه 26 - 27 ساله میمونه ......................ناراحت

اما نه .تعجب .............. این یه واقعیته که عمر مثل برق و باد میگذره استرس

همیشه روز تولدم بهترین روز سال برام بوده تشویقو خیلی خوشحال بودم اما امسال ........... منتظر نمیگم ناراحتم اما یه حس خاصی دارم ............. شمع کیک تولد مثل یه تلنگر بود برام وقت تمام با خودم گفتم ای بابااااااااااااا دوران بیست سالگی هم تموم شد.گریه

( آخه امسال آخرین باریه که شمع تولد دهگان با رقم 2 داره قهر )

نمیدونم چرا شوکه شدم انگار که منتظرش نبودم . انگار حالا حالا ها منتظرش نبودم.آخ

الان فهمیدم که دهه دوم زندگی هر آدمی براش حکم یه شاه راهیه که  اون رو به آینده میرسونه و هر کس بتونه از این شاه راه توشه مفید بیشتری جمع کنه آینده اش رو تامین کرده هم آینده خودش هم فرزندانش هم همسرش. تشویق

آدمی وقتی پا به این مسیر میزاره سرشار از انرژی و امید و افکار رنگارنگه و اگر نتونه از این فرصت نهایت استفاده رو بکنه بازنده محسوب میشه . متفکر

چون هر چیزی باید در وقت خودش و در مکان خودش انجام بشه تا به ثمر برسه و این ده سال زمانیه که آدم باید بذر آینده را بکاره تا بتونه محصول خوبی درو کنه .چشم

طی این مسیر اصلا ساده نیست هر چند همه آدمهایی که تو این شاه راه هستن همه سرخوش و پر انرژی هستن اما نباید عقل و تدبیر رو از دست بدن.بازنده

میدونی چرا؟؟؟ سوال

چون آدمها تصمیمات مهم زندگیشون رو تو این مسیر میگیرن متفکر ..... انتخاب رشته دانشگاه ..... انتخاب همسر ..... و حتی بچه دار شدن.ابرو

همه این انتخابها میتونه آدمها رو تو مسیر جدیدی قرار بده از خود راضی

بنابراین از تو و از تمام کسانی که هنوز پا به این شاهراه مهم زندگی نگذاشتن میخوام که با چشم باز و ذهن متفکر واردش بشن تا نهایت استفاده رو از این دوره زندگیشدن بکنن.

"واقعا که این قافله عمر عجب میگذرد"

"باقیمانده اش رو دریاب"

ماچ

 

با تمام اینها خدا رو شاکرم که گلی مثل تو رو توی بغلم دارم .

همه ی امیدم ... دوستت دارم و برات آرزوی عاقبت به خیری و سربلندی دارم .قلب

 

 

موضوع : مادرانه

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد